تبلیغات
محمد صفایی گوینده خبر مرکز قم - خاطرات و تجربه های گویندگی : فواد بابان
محمد صفایی گوینده خبر مرکز قم

این مصاحبه مربوطه به سال های قبل می باشد. آن زمانی که آقای بابان در شبکه اول سیما گویندگی می کردند. از این رو تازگی ندارد و شاید هم بعضی از شما دوستان آن را قبلا خوانده باشید. اما از آنجا که حاوی مطالب زیبا و مورد توجه بسیاری از علاقه مندان به گویندگی است آن را در این وبلاگ می آورم. امیدوارم مورد استفاده قرار بگیرد.

 خاطرات و تجربه های گویندگی : فواد بابان
این مصاحبه مربوطه به سال های قبل می باشد. آن زمانی که آقای بابان در شبکه اول سیما گویندگی می کردند. از این رو تازگی ندارد و شاید هم بعضی از شما دوستان آن را قبلا خوانده باشید. اما از آنجا که حاوی مطالب زیبا و مورد توجه بسیاری از علاقه مندان به گویندگی است آن را در این وبلاگ می آورم. امیدوارم مورد استفاده قرار بگیرد.


آقای بابان، اینکه گفتیم موروثی دلیل داشت. این حرفه در خون شما و امثال شماست یا باید مهارت لازم را کسب کرد؟

در مجموع برای کار گویندگی به جز مساله صدا، طبیعتا داشتن چهره ای نه زیبا، اما چهره ای مورد قبول لازم است - البته این چهره برای هر کار و هر قسمتی از گویندگی متفاوت است. در قسمت خبر هر چقدر این چهره جا افتاده تر باشد، طبیعتا مقبول تر است- نداشتن لهجه خاص البته در خیلی از جاهایی که مختص آن منطقه است اگر لهجه آن منطقه باشد خیلی جالب است و ایرادی ندارد داشتن صدا و تصویر مناسب، اطلاعات عمومی زیاد و تحصیلات عالیه در رشته ای که بیشتر مرتبط است مثل رشته های علوم انسانی، در واقع از گزینه های اصلی انتخاب گوینده است.

اما به طور کلی درصد کمی از کار گویندگی به صورت ذاتی است. 20 یا 30 درصد به صورت ذاتی و ژنی، انتقالی و ارثی است و یک استعداد ذاتی و درونی است.

اما قطعا هر صدای زیبایی مناسب این کار نیست.

اتفاقا این اشتباهی است که برای بیشتر افراد وجود دارد. بعضی ها فکر می کنند صدایشان خیلی قوی است پس گوینده خوبی می شوند یا بر عکس، بعضی ها فکر می کنند صدایشان صدای زیر یا ریز یا پایینی است و هرگز نمی توانند گوینده شوند. اما به تعداد ابنای بشر سلیقه ها فرق می کند و سلیقه ها هم کاملا متفاوت است و اگر کسی دارای صدای معمولی است، نباید فکر کند که هرگز نمی تواند گوینده شود. چون گاهی اوقات ممکن است شخصی که دارای صدای معمولی و آرامی است، گوینده خوبی شود. نحوه اجرا، میمیک های صورت و فیگورهای مختلف، همه اینها فاکتورهایی هستند که دست به دست هم می دهند تا ویژگی یک گوینده را کامل کنند و یک گوینده را سوق دهند به سمت کار خوب.

برای تقویت صدایتان کاری هم انجام می دهید؟

من این کار را زیاد انجام نمی دهم ولی برای گوینده لازم است. خیلی از افراد جامعه مان از 6 دانگ تارهای صوتی و حنجره شان استفاده نمی کنند و خودشان هم این را نمی دانند که خیلی راحت می شود تارهای صوتی را پرورش داد. البته تارهای صوتی را نباید اذیت کرد، مخصوصا کسی که در این سبک و راه قدم می گذارد، باید پرهیزهای خاصی داشته باشد. معمولا از خوردن چیزهایی که خیلی آلرژیک یا حساسیت زا یا محرک هستند مثل ترشی، فلفل یا چیزهایی نظیر آب یخ باید خودداری کرد. البته قیاس مع الفارق است ولی از استاد شجریان شنیده ام که ایشان گفته اند سالهاست من در آرزوی یک لیوان آب لیمو هستم، چون استاد به حنجره شان خیلی اهمیت می دهند و مواظبش هستند و آن صدا، صدای ملکوتی و ماندگار و بی نظیری است.

شما به عنوان مجری، فقط خواننده خبر هستید یا برای جذاب شدن به آن نمک و فلفل هم می زنید؟

ما هم مثل روزنامه ها یک هیات تحریریه ای داریم در بخش های مختلف، بخش داخلی و خارجی که هر کدام دارای سردبیر هستند. اینها خبرهای خام را از کانال های مختلف مثل مراکز نمایندگی ما در خارج از کشور به شکل های مختلف تلفنی، تصویری و مکتوب دریافت می کنند که در واحد مرکزی خبر این خبرها پردازش و تقسیم می شوند و به واحد پخش اخبار انتقال می یابند. در واحد پخش اخبار هیات تحریریه های مختلفی هستند که هر کدام یک سردبیر دارند. سردبیر، اخبار خارجی را بین دبیرهای خبر خارجی و اخبار داخلی تقسیم می کند و اعضای هیات تحریریه اخبار داخلی و خبرها را آماده می کنند و به کامپیوتر سردبیر می فرستند. وی خبرها را چک می کند و بعد از چک نهایی، خبرها، ردیف و طبقه بندی و به کامپیوتر دیگری داده می شود که مختص تایپیست است که باید در اختیار گوینده قرار دهد. گوینده هم در این زمان می تواند از کامپیوتر استفاده کند و با کد ویژه ای که خودش دارد، تمام خبرها را مطالعه کند و اگر اظهار نظری دارد می تواند اعلام کند. البته سابق بر این گوینده حق چنین کاری را نداشت ولی الان بیش از 8 - 7 سال است که این آزادی را نه تنها به گوینده داده اند بلکه از گوینده خواسته اند به صورت اجباری حتما با هیات تحریریه همکاری داشته باشد، زمان بیشتری در هیات تحریریه باشد و پیشنهاد بدهد و چنانچه سردبیر هم مورد قبولش بود، پیشنهاد را بپذیرد و اعمال کند. بعد خبرها که آماده شد، گوینده یک دور خبرها را می خواند که این خودش کار بسیار مهمی است.

خبر را حفظ می کنید؟

-... گوینده خبرها را از روی تله پرینتر می خواند، اینطور به نظر می رسد که از حفظ مشغول خواندن است در حالی که به طور کلی خبر قابل حفظ کردن نیست، چون خیلی از خبرها همان لحظه به دست ما می رسد و شاید بعضی اوقات حتی امکان یکبار خواندنش هم برای ما وجود نداشته باشد.

تله پرینتر تکنولوژی جدیدی است؟

استفاده از این دستگاه در همه جای دنیا باب است؛ برای الفت بیشتر و ارتباط نزدیک با بیننده، چون اگر یک گوینده و یک مخاطب در کنار هم قرار بگیرند یا رودر روی هم قرار بگیرند، اگر گوینده به طور مرتب سرش را بالا و پایین بیندازد آن ارتباط قطع می شود و نوع ارتباط، زیبایی خودش را از دست می دهد. ولی اگر این دو، رو در رو و چشم در چشم هم باشند، این ارتباط خیلی مانوس تر است. این دستگاه در سال های 66-65 دستی بود و خودمان اخبار را با خودنویس یا خودکار روی رل کاغذ می نوشتیم و بعد آن را روی ذره بین دستگاهی که به حالت LD آن را بزرگ می کرد، می گذاشتیم و یک نفر با دست آن را می چرخاند. البته اکثر اوقات کاغذها پیچیده می شد یا خبر معلوم نبود و مشکلات عجیبی به وجود می آمد. تا اینکه یک دستگاه از این کامپیوترها را برای پخش اخبار آوردند اما با وجود 4 گوینده خبر، در شروع خبر فقط یک نفر از گوینده ها می توانست از این دستگاه استفاده کند. ولی خب، این مشکل رفع شد.

به نفع شما، البته.

می دانید، لحظه ای که گوینده تپق می زند، لحظه وحشتناکی است. هر چقدر این تپق بدتر و بزرگتر باشد، فشاری که به گوینده می آید بیشتر است، اما این دستگاه کمک خوبی است.

مثل اینکه تجربیات را تدریس می کنید، درست است؟

به صورت رسمی نه، اما طور غیررسمی و متناوب آموزش می دهم. به لحاظ اینکه ما از تجربه زیادی برخوردار بودیم و فوق دیپلم بنده دقیقا در همین راستاست، از سوی مدیران از من خواسته شده که در کلاس های گویندگی که به صورت کلاس های موقت یک ماهه و برای افراد تازه کار برگزار می شد کار اجرا و آموزش گویندگی را به عهده بگیرم و البته همکاران دیگر هم در زمینه آموزش گویندگی فعالیت دارند، از جمله آقای حیاتی و خانم تاج نیا و آقای افشار که در دانشکده صدا و سیما فن گویندگی را تدریس می کنند.

... و یکی از مواد درسی تاثیر احساسات و عواطف روی صداست؟

مواردی که همیشه به گوینده آموزش داده می شود این است که گوینده مخصوصا گوینده واحد خبر به هیچ عنوان نباید موضع گیری کند. ما به هیچ جناح و گروهی وابسته نیستیم. اما بعضی خبرها هستند که گوینده باید با یک اجرای زیرکانه و زیبا آنها را اعلام کند. اگر خبر تاثرانگیز باشد چهره، نوع خواندن، آهنگ آوا و صدا باید نشان داده و به بیننده انتقال داده شود. یعنی اگر قرار باشد یک خبر مثلا خبر تشییع جنازه شهدا یا عزیزان جانباز شیمیایی که شهید شده اند را اعلام کنیم نباید عین همان حالتی باشد که گزارش وضع آب و هوا یا خبر مربوط به آمریکا باشد. در واقع هر خبری در خودش احساسی نهفته دارد، زیبایی کار گوینده و هنرش این است که احساس را منتقل کند بدون آنکه موضع بگیرد. البته متاسفانه من خودم این عیب را دارم که در مورد بعضی اخبار آلرژی ویژه ای دارم و اصلا نمی توانم خودم را کنترل کنم!

حرکات غیرکلامی چقدر درخواندن خبر موثر است؟

حرکات غیرکلامی حرکاتی است که به وسیله حرکات بدن، شامل حرکت دست و صورت انجام می شود و بسیار مهم است. البته شاید بعضی آن را رعایت نکنند، کوچکترین حرکت لب، ابرو، دست، گوشه چشم و ... همه اینها بارهای عجیب مختلفی دارند. بار مثبت، منفی، سیاسی و ... شما مثلا کافی است بعد از خواندن خبر اغراق آمیز، کمی مکث کنید یا یک مقدار ابرو را بالاتر از حد معمول ببرید، این عمل کاملا نشان می دهد چقدر غلو و اغراق یا دروغ پشت خبر بوده...

ولی شما در اعلام خبر جدی و خشک هستید؟

قبلا شدیدا به ما تاکید می شد که هیچگونه حرکت اضافی نباید داشته باشیم. البته الان خیلی بهتر شده. بله، اصولا خبر کار رسمی است و با اجرای برنامه های دیگر فرق می کند باید حالت رسمیت دیگری را داشته باشد، البته یک مقدار هم برمی گردد به فرهنگ ما، ولی خیلی بهتر است کار، نرم تر اجرا شود. یک موقع زمان جنگ بود،باید حالت جنگی می گرفتیم و در واقع 8 سال اینگونه خبر خواندیم. ولی هیچ الزامی نیست که آدم خبر را با گردن کلفتی یا ترشرویی یا با اخم و تخم به بیننده انتقال دهد. ما چندین بار افتخار شرف یابی به حضور مقام معظم رهبری را داشتیم و دو بار ایشان موکدا فرمودند که خبر را راحت تر و آرام تر و با انعطاف بیشتر اجرا کرده و با استفاده از حرکات دست و صورت از سفت و سخت اجرا کردن و سیخ نشستن در هنگام خبر خودداری کنیم.

گوینده ها بر اساس مهارت و تخصص چگونه طبقه بندی می شوند؟

ما دو تا طبقه بندی در کار گویندگی داریم. یکی بر اساس سنوات کار که هر چقدر سنوات بالاتر برود درجه اش هم بالا تر می رود. ابتدای کار یک گوینده، ردیف شغلی اش یک است بعد از چهار سال می شود گوینده 2 ، بعد می شود گوینده 3، 4، 5 و بعد می شود گوینده ارشد یعنی بعد از 20 سال از بدو کار تا آن زمان هر سه سال یا چهار سال با گذراندن دوره های مختلف، کلاس های زبان، و به روز بودن خود گوینده، اینها باعث می شود ترفیعاتش را از نظر شغلی بگیرد و این رده های شغلی را از 1 تا ارشد طی کند و حقوقش هم بر همین مبنا بالا می رود، درست مثل یک کارمند معمولی که هر چند سال، یک پایه می گیرد. اما اگر از نظر کیفیت بخواهند یک گوینده را ارزشگذاری کنند، داستان فرق می کند. درست عکس گروه و ردیف است. یعنی گویند ه ایی که کارش ضعیف بوده و در ابتدای کار است می گویند این گوینده درجه 5 است، بعد می شود گوینده درجه 4، 3۱،۲، و بعد هم می شود گوینده ممتاز. یعنی عکس آن پایه ها ردیف شغلی که از 1 تا 5 می رفت، این از 5 می آید تا 1 . گوینده ارشد هم گوینده ای است که این مراحل را گذرانده و از هر نظر، هم از نظر سردبیر و هم کیفیت کار مورد تایید است. البته تجارب هم کمک می کند. مثلا بنده الان به غلط ! جزو گوینده های ارشد هستم، در صورتی که آقایان افشار، حیاتی و خانم ها تاج نیا، اصغری و صداقت جزو گوینده های ارشد سازمان هستند. بعد از آن گوینده های درجه 1 و 2 و ...و دستمزدی هم که پرداخت می شود منهای حقوق، اگر اضافه بر آن کار شود بر اساس همان رده است که گوینده ممتاز دستمزدش با گوینده درجه یک فرق می کند.

با اتفاق ها و احساسات شخصی خود در هنگام قرائت خبر چگونه برخورد می کنید؟

اتفاقا همین چند روز پیش دست چپم به شدت درد می کرد و طوری بود که احساس می کردم حتما قلبم ناراحت است و باید بروم نوار قلب بگیرم. اتفاقا همان روز خبر هم داشتم؛ خبر ساعت 21. خلاصه من با درد خیلی شدید رفتم در استودیو تا خبر را بخوانم ولی به محض اینکه کار شروع شد، درد را فراموش کردم. وقتی از استودیو بیرون می آمدم به همکاران گفتم خیلی جالب است، من قبل از اینکه به استودیو بروم درد شدیدی داشتم، ولی الان که خبر را خواندم دردی ندارم و هنوز این جمله ام به پایان نرسیده بود که درد دستم شروع شد. بعضی چیزها رفلکس های عصبی است مثل خمیازه کشیدن، عطسه و سکسکه؛ اینها چیزهایی هستند که در استودیو فراموش می شوند.چنان فراموش که انگار هرگز چنین اتفاقی نیفتاده. آنجا تمرکز لازم به صورت اتوماتیک برای آدم ایجاد می شود که به هیچ عنوان یاد چیزی نمی افتد.

فشار روی گوینده ها بالاست؟

بله، خیلی زیاد. بعضی اوقات خبرها دیر به دستمان می رسد؛ مخصوصا خبرهای نیمروز، چون ساعت 2 بعدازظهر لحظه ای است که تمام اتفاقات صبح با فاصله نه چندان زیاد به دست ما می رسد و تا بخواهند فیلم ها را با اخبار هماهنگ کنند، کمی اذیت می شویم و این فشار به حدی است که گاهی اوقات وقتی از استودیو بیرون می زنم، احساس می کنم پاهایم قدرت حرکت ندارند! یک روز در پایان بخش نیمروز من و آقای حیاتی خبری خواندیم. عینک آفتابی ام روی میز بود و وقتی خبر تمام شد آقای حیاتی به من گفتند چه عینک قشنگی! و من هم گفتم بله، بعد هم آن را به چشمم زدم. لحظه، لحظه ای بود که خبر تمام شده و قرار نبود تصویر ما روی آنتن باشد، ولی تصویر ما روی آنتن بود؛ من با عینک آفتابی و آقای حیاتی. آقای حیاتی متوجه این قضیه شد و گفت: بابان تو روی آنتنی! من همان لحظه عینک را از روی چشمم برداشتم و اینقدر آن را در دستم فشار دادم که تکه تکه شد.

سال ها پیش در استودیو گوینده رابط بودم. مراسم رژه ای بود که در بیرون استودیو و در داخل شهر انجام می شد. در زمانی که صدای آنها پخش می شد می خواستم برای خودم متن بنویسم و تمرین کنم و این کار را کردم، غافل از اینکه صدایم روی آنتن است. می گفتم: هم اکنون نیروهای رزمنده و مسلح،... بعد قطع می کردم و می گفتم نه، اینطوری نه و دوباره آن را با لحن دیگری می خواندم. بعد از یک دقیقه دیدم تمام عوامل مرکز در اتاق فرمان جمع شده اند که آقا چه کار داری می کنی؟ خلاصه جریمه سنگینی شدم.

آیا به همان نسبت تشویق هم می شوید؟

بله. بارها شده اگر چیزی را خوب خوانده ام، وقتی از استودیو آمده ام بیرون، از طرف مدیران کل، همان لحظه به من پاداش نقدی یا سکه داده اند. مرحوم فرهودی مدیرکل پخش اخبار، ایشان ضمن اینکه 3-2 بار درست و حسابی مرا جریمه کرد، 3-2 بار مرا خیلی خوب مورد تشویق قرار دادند.

فکر می کنید بدترین جریمه ای که شدید چه بود؟

۱۰ روز کسر حقوق، درج در پرونده و یک مقدار عقب افتادن یکی از پایه های شغلی ام.

فکر می کنید تب دوربین با گذشت 30 سال سابقه کاری چه میزان در وجود شما تغییر کرده؟

کلا دوربین آدم را می گیرد. ولی بعضی ها را دیرتر می گیرد. بعضی ها روزهای اول و ماه های اول تب ندارند، بعدا تب می گیرند، بعضی ها از همان اول تب دارند و بعدا کم کم این تب کم می شود. خیلی ها هم می گویند ما اصلا تب نداریم که این خوب نیست. مثل این می ماند که کسی بگوید من از هیچ چیز نمی ترسم. حالت طبیعی این است که آدم در بعضی شرایط از بعضی چیزها بترسد. گوینده همیشه در تب و تاب است. اما همه اینها با ایمان به خدا و توسل به ائمه و یک تطمئن القلوب، ذکر یک آیه کوچک قبل از خبر، صلوات، بسم الله و ... حل می شود و چنان به آدم نیرو می دهد که تا پایان خبر آن تب ها نمودار نمی شود، ولی تب دوربین و میکروفون تا مدت های زیادی هم گوینده ها را می گیرد و من هم از این قضیه مستثنی نبودم و آن اوایل تا مدت های زیادی تمام بدن یا صدایم می لرزید، خیس عرق می شدم یا تا مدتی باید روی صندلی می نشستم تا حال عادی پیدا می کردم، ولی الان برای رفتن به استودیو شتاب و عجله دارم. ضمن اینکه بی تفاوت نیستم، چون به هر صورت برنامه زنده است.

قبل از خبر گریم هم می شوید؟

بله، سابق بر این نداشتیم. البته قبل از انقلاب بود، ولی بعد از انقلاب گفتند نیازی نیست، ولی الان مدتی است که به این قضیه خیلی اهمیت داده شده و الان۱۲-10 گریمور در هیات تحریریه خبر مستقر هستند و به طور 24 ساعته دو اتاق یکی برای خانم ها و یکی برای آقایان اختصاص داده شده.

پدر من کارمند رادیو و مادرم هم خانه دار بودند. ما 8 تا فرزند هستیم از یک پدر و مادر. درمنزل ما به طور کلی جو فرهنگی عجیبی حاکم بود چون پدرمن نویسنده، شاعروسال های سال بیش از 40-30 سال گوینده رادیو بود.

همه مناطق کردنشین پدر من را می شناسند و در مرز تهران همه می گویند ایشان پدر بابان است ولی از مرز تهران که بیرون می رویم، می گویند ایشان پسر آقای بابان است و در واقع از مرز تهران که خارج و به مناطق غرب کشور می رویم، من را به خاطر پدرم می شناسند، ولی در تهران عکس این قضیه است. به طور کلی خانواده ما یک خانواده تقریبا فرهنگی است. پدرم اصرار داشت که همه ما حتما زبان کردی را یاد بگیریم. موقع استراحت ما را وادار می کرد که حتما کتاب بخوانیم. ما را وادار می کرد به اشعار سعدی و حافظ و شعرای کرد گوش کنیم و اینقدر روی این قضیه اصرار داشت که هرگاه ما خسته از بازی بر می گشتیم تا اشعار را گوش نمی کردیم اجازه خوابیدن نداشتیم.

اولین افتضاح

در مرکز کرمانشاه ساختمان رادیو و تلویزیون دو ساختمان مجزا از هم بودند با فاصله 50 متری از همدیگر و تحریریه خبر رادیو و تلویزیون در ساختمان تلویزیون بود. برای خواندن خبر رادیو باید تلکس را از هیات تحریریه در ساختمان تلویزیون می گرفتیم و به ساختمان رادیو می رفتیم و خبر را آنجا می خواندیم. یک بار که خبرها دیر آماده شد که آن موقع زیاد معمول نبود، برخلاف الان که خبرها دیر آماده می شود خبرها دیر به دست من رسید. من مجبور شدم فاصله بین ساختمان ها را بدوم و غافل از اینکه گوینده به هیچ عنوان نباید بدود و باید با آرامش برود چون مدتی طول می کشد ضربان قلب به حالت معمول برگردد. من چون این تجربه را نداشتم با همان سرعتی که دویدم به داخل استودیوی رادیو رفتم و صدابردار هم کیو داد و چراغ را روشن کرد و خواندن خبر را شروع کردم. یک جمله اول را که خواندم نفسم دیگر در نمی آمد، یعنی نفس هایم به شماره افتاد که سروصدای همه درآمد. مدیرکل تنها کاری که توانست بکند به نزدیک ترین کسی که آنجا بود - خانمی که منشی ایشان بود و اتفاقا ایشان هم گوینده بود - گفت: با سرعت برود، اخبار را از دست من بگیرد و خودش خبر ها را بخواند. ایشان هم ظاهرا همان ناپختگی و بی تجربگی را که من داشتم، داشتند چون به سرعت دویدند و دوان دوان آمدند خبرها را از من گرفتند. پشت میکروفون نشستند و اوضاع را بدتر کردند و طوری شد که بیش از 4-3 دقیقه از یک خبر 15 دقیقه ای پخش نشد! و جریمه ای که مدیر برای من در نظر گرفت یک جریمه 6 ماهه بود، که 6 ماه جریمه شدم فقط گوینده اعلام برنامه باشم.

http://tvnews.persianblog.ir/post/29/

+ نوشته شده در  سه شنبه ۳۰ فروردین۱۳۹۰ساعت ۱۴:۵۹ بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  |  آرشیو نظرات
خاطرات و تجربه های گویندگی : فواد بابان
خاطرات  و تجربه های گویندگی : فواد بابان

این مصاحبه مربوطه به سال های قبل می باشد. آن زمانی که آقای بابان در شبکه اول سیما گویندگی می کردند. از این رو تازگی ندارد و شاید هم بعضی از شما دوستان  آن را قبلا خوانده باشید. اما از آنجا که حاوی مطالب زیبا و مورد توجه بسیاری از علاقه مندان به گویندگی است آن را در این وبلاگ می آورم. امیدوارم مورد استفاده قرار بگیرد.

آقای بابان، اینكه گفتیم موروثی دلیل داشت. این حرفه در خون شما و امثال شماست یا باید مهارت لازم را كسب كرد؟

در مجموع برای كار گویندگی به جز مساله صدا، طبیعتا داشتن چهره ای نه زیبا، اما چهره ای مورد قبول لازم است - البته این چهره برای هر كار و هر قسمتی از گویندگی متفاوت است. در قسمت خبر هر چقدر این چهره جا افتاده تر باشد، طبیعتا مقبول تر است- نداشتن لهجه خاص البته در خیلی از جاهایی كه مختص آن منطقه است اگر لهجه آن منطقه باشد خیلی جالب است و ایرادی ندارد داشتن صدا و تصویر مناسب، اطلاعات عمومی زیاد و تحصیلات عالیه در رشته ای كه بیشتر مرتبط است مثل رشته های علوم انسانی، در واقع از گزینه های اصلی انتخاب گوینده است.

اما به طور كلی درصد كمی از كار گویندگی به صورت ذاتی است. 20 یا 30 درصد به صورت ذاتی و ژنی، انتقالی و ارثی است و یك استعداد ذاتی و درونی است.

اما قطعا هر صدای زیبایی مناسب این كار نیست.

اتفاقا این اشتباهی است كه برای بیشتر افراد وجود دارد. بعضی ها فكر می كنند صدایشان خیلی قوی است پس گوینده خوبی می شوند یا بر عكس، بعضی ها فكر می كنند صدایشان صدای زیر یا ریز یا پایینی است و هرگز نمی توانند گوینده شوند. اما به تعداد ابنای بشر سلیقه ها فرق می كند و سلیقه ها هم كاملا متفاوت است و اگر كسی دارای صدای معمولی است، نباید فكر كند كه هرگز نمی تواند گوینده شود. چون گاهی اوقات ممكن است شخصی كه دارای صدای معمولی و آرامی است، گوینده خوبی شود. نحوه اجرا، میمیك های صورت و فیگورهای مختلف، همه اینها فاكتورهایی هستند كه دست به دست هم می دهند تا ویژگی یك گوینده را كامل كنند و یك گوینده را سوق دهند به سمت كار خوب.  

برای تقویت صدایتان كاری هم انجام می دهید؟

من این كار را زیاد انجام نمی دهم ولی برای گوینده لازم است. خیلی از افراد جامعه مان از 6 دانگ تارهای صوتی و حنجره شان استفاده نمی كنند و خودشان هم این را نمی دانند كه خیلی راحت می شود تارهای صوتی را پرورش داد. البته تارهای صوتی را نباید اذیت كرد، مخصوصا كسی كه در این سبك و راه قدم می گذارد، باید پرهیزهای خاصی داشته باشد. معمولا از خوردن چیزهایی كه خیلی آلرژیك یا حساسیت زا یا محرك هستند مثل ترشی، فلفل یا چیزهایی نظیر آب یخ باید خودداری كرد. البته قیاس مع الفارق است ولی از استاد شجریان شنیده ام كه ایشان گفته اند سالهاست من در آرزوی یك لیوان آب لیمو هستم، چون استاد به حنجره شان خیلی اهمیت می دهند و مواظبش هستند و آن صدا، صدای ملكوتی و ماندگار و بی نظیری است.

شما به عنوان مجری، فقط خواننده خبر هستید یا برای جذاب شدن به آن نمك و فلفل هم می زنید؟

ما هم مثل روزنامه ها یك هیات تحریریه ای داریم در بخش های مختلف، بخش داخلی و خارجی كه هر كدام دارای سردبیر هستند. اینها خبرهای خام را از كانال های مختلف مثل مراكز نمایندگی ما در خارج از كشور به شكل های مختلف تلفنی، تصویری و مكتوب دریافت می كنند كه در واحد مركزی خبر این خبرها پردازش و تقسیم می شوند و به واحد پخش اخبار انتقال می  یابند. در واحد پخش اخبار هیات تحریریه های مختلفی هستند كه هر كدام یك سردبیر دارند. سردبیر، اخبار خارجی را بین دبیرهای خبر خارجی و اخبار داخلی تقسیم می كند و اعضای هیات تحریریه اخبار داخلی و خبرها را آماده می كنند و به كامپیوتر سردبیر می فرستند. وی خبرها را چك می كند و بعد از چك نهایی، خبرها، ردیف و طبقه بندی و به كامپیوتر دیگری داده می شود كه مختص تایپیست است كه باید در اختیار گوینده قرار دهد. گوینده هم در این زمان می تواند از كامپیوتر استفاده كند و با كد ویژه ای كه خودش دارد، تمام خبرها را مطالعه كند و اگر اظهار نظری دارد می تواند اعلام كند. البته سابق بر این گوینده حق چنین كاری را نداشت ولی الان بیش از 8 - 7 سال است كه این آزادی را نه تنها به گوینده داده اند بلكه از گوینده خواسته اند به صورت اجباری حتما با هیات تحریریه همكاری داشته باشد، زمان بیشتری در هیات تحریریه باشد و پیشنهاد بدهد و چنانچه سردبیر هم مورد قبولش بود، پیشنهاد را بپذیرد و اعمال كند. بعد خبرها كه آماده شد، گوینده یك دور خبرها را می خواند كه این خودش كار بسیار مهمی است.

خبر را حفظ می كنید؟

-... گوینده خبرها را از روی تله پرینتر می خواند، اینطور به نظر می رسد كه از حفظ مشغول خواندن است در حالی كه به طور كلی خبر قابل حفظ كردن نیست، چون خیلی از خبرها همان لحظه  به دست ما می رسد و شاید بعضی اوقات حتی امكان یكبار خواندنش هم برای ما وجود نداشته باشد.

تله پرینتر تكنولوژی جدیدی است؟

استفاده از این دستگاه در همه جای دنیا باب است؛ برای الفت بیشتر و ارتباط نزدیك با بیننده، چون اگر یك گوینده و یك مخاطب در كنار هم قرار بگیرند یا رودر روی هم قرار بگیرند، اگر گوینده به طور مرتب سرش را بالا و پایین بیندازد آن ارتباط قطع می شود و نوع ارتباط، زیبایی خودش را از دست می دهد. ولی اگر این دو، رو در رو و چشم در چشم هم باشند، این ارتباط خیلی مانوس تر است.   این دستگاه در سال های 66-65 دستی بود و خودمان اخبار را با خودنویس یا خودكار روی رل كاغذ می نوشتیم و بعد آن را روی ذره بین دستگاهی كه به حالت LD آن را بزرگ می كرد، می گذاشتیم و یك نفر با دست آن را می چرخاند. البته اكثر اوقات كاغذها پیچیده می شد یا خبر معلوم نبود و مشكلات عجیبی به وجود می آمد. تا اینكه یك دستگاه از این كامپیوترها را برای پخش اخبار آوردند اما با وجود 4 گوینده خبر، در شروع خبر فقط یك نفر از گوینده ها می توانست از این دستگاه استفاده كند. ولی خب، این مشكل رفع شد.

به نفع شما، البته.

می دانید، لحظه ای كه گوینده تپق می زند، لحظه وحشتناكی است. هر چقدر این تپق بدتر و بزرگتر باشد، فشاری كه به گوینده می آید بیشتر است، اما این دستگاه كمك خوبی است.

مثل اینكه تجربیات را تدریس می  كنید، درست است؟

به صورت رسمی نه، اما طور غیررسمی و متناوب آموزش می دهم. به لحاظ اینكه ما از تجربه زیادی برخوردار بودیم و فوق دیپلم بنده دقیقا در همین راستاست، از سوی مدیران از من خواسته شده كه در كلاس های گویندگی كه به صورت كلاس های موقت یك ماهه و برای افراد تازه كار برگزار می  شد كار اجرا و آموزش گویندگی را به عهده بگیرم و البته همكاران دیگر هم در زمینه آموزش گویندگی فعالیت دارند، از جمله آقای حیاتی و خانم تاج نیا و آقای افشار كه در دانشكده صدا و سیما فن  گویندگی را تدریس می كنند.

... و یكی از مواد درسی تاثیر احساسات و عواطف روی صداست؟

مواردی كه همیشه به گوینده آموزش داده می شود این است كه گوینده مخصوصا گوینده واحد خبر به هیچ عنوان نباید موضع گیری كند. ما به هیچ جناح و گروهی وابسته نیستیم. اما بعضی خبرها هستند كه گوینده باید با یك اجرای زیركانه و زیبا آنها را اعلام كند. اگر خبر تاثرانگیز باشد چهره، نوع خواندن، آهنگ آوا و صدا باید نشان داده و به بیننده انتقال داده شود. یعنی اگر قرار باشد یك خبر مثلا خبر تشییع جنازه شهدا یا عزیزان جانباز شیمیایی كه شهید شده اند را اعلام كنیم نباید عین همان حالتی باشد كه گزارش وضع آب و هوا یا خبر مربوط به آمریكا باشد. در واقع هر خبری در خودش احساسی نهفته دارد، زیبایی كار گوینده و هنرش این است كه احساس را منتقل كند بدون آنكه موضع بگیرد. البته متاسفانه من خودم این عیب را دارم كه در مورد بعضی اخبار آلرژی ویژه ای دارم و اصلا نمی توانم خودم را كنترل كنم!

حركات غیركلامی چقدر درخواندن خبر موثر است؟

حركات غیركلامی حركاتی است كه به وسیله حركات بدن، شامل حركت دست و صورت انجام می شود و بسیار مهم است. البته شاید بعضی آن را رعایت نكنند، كوچكترین حركت لب، ابرو، دست، گوشه چشم و ... همه اینها بارهای عجیب مختلفی دارند. بار مثبت، منفی، سیاسی و ... شما مثلا كافی است بعد از خواندن خبر اغراق آمیز، كمی مكث كنید یا یك مقدار ابرو را بالاتر از حد معمول ببرید، این عمل كاملا نشان می       دهد چقدر غلو و اغراق یا دروغ پشت خبر بوده...

ولی شما در اعلام خبر جدی و خشك هستید؟

قبلا شدیدا به ما تاكید می شد كه هیچگونه حركت اضافی نباید داشته باشیم. البته الان خیلی بهتر شده. بله، اصولا خبر كار رسمی است و با اجرای برنامه های دیگر فرق می     كند باید حالت رسمیت دیگری را داشته باشد، البته یك مقدار هم برمی گردد به فرهنگ ما، ولی خیلی بهتر است كار، نرم تر اجرا شود. یك موقع زمان جنگ بود،باید حالت جنگی می گرفتیم و در واقع 8 سال اینگونه خبر خواندیم. ولی هیچ الزامی نیست كه آدم خبر را با گردن كلفتی یا ترشرویی یا با اخم و تخم به بیننده انتقال دهد. ما چندین بار افتخار شرف یابی به حضور مقام معظم رهبری را داشتیم و دو بار ایشان موكدا فرمودند كه خبر را راحت تر و آرام تر و با انعطاف بیشتر اجرا كرده و با استفاده از حركات دست و صورت از سفت و سخت اجرا كردن و سیخ نشستن در هنگام خبر خودداری كنیم.

گوینده ها بر اساس مهارت و تخصص چگونه طبقه بندی می شوند؟

ما دو تا طبقه بندی در كار گویندگی داریم. یكی بر اساس سنوات كار كه هر چقدر سنوات بالاتر برود درجه اش هم بالا تر می رود. ابتدای كار یك گوینده، ردیف شغلی اش یك است بعد از چهار سال می شود گوینده 2 ، بعد می شود گوینده 3، 4، 5 و بعد می شود گوینده ارشد یعنی بعد از 20 سال از بدو كار تا آن زمان هر سه سال یا چهار سال با گذراندن دوره های مختلف، كلاس های زبان، و به روز بودن خود گوینده، اینها باعث می شود ترفیعاتش را از نظر شغلی بگیرد و این رده های شغلی را از 1 تا ارشد طی كند و حقوقش هم بر همین مبنا بالا می رود، درست مثل یك كارمند معمولی كه هر چند سال، یك پایه می گیرد. اما اگر از نظر كیفیت بخواهند یك گوینده را ارزشگذاری كنند، داستان فرق می كند. درست عكس گروه و ردیف است. یعنی گویند ه ایی كه كارش ضعیف بوده و در ابتدای كار است می گویند این گوینده درجه 5 است، بعد می شود گوینده درجه 4، 3۱،۲، و بعد هم می شود گوینده ممتاز. یعنی عكس آن پایه ها ردیف شغلی كه از 1 تا 5 می رفت، این از 5 می آید تا 1 . گوینده ارشد هم گوینده ای است كه این مراحل را گذرانده و از هر نظر، هم از نظر سردبیر و هم كیفیت كار مورد تایید است. البته تجارب هم كمك می كند. مثلا بنده الان به غلط ! جزو گوینده های ارشد هستم، در صورتی كه  آقایان افشار، حیاتی و خانم ها تاج نیا، اصغری و صداقت جزو گوینده های ارشد سازمان هستند. بعد از آن گوینده های درجه 1 و 2 و ...و دستمزدی هم كه پرداخت می شود منهای حقوق، اگر اضافه بر آن كار شود بر اساس همان رده است كه گوینده ممتاز دستمزدش با گوینده درجه یك فرق می كند.

با اتفاق  ها و احساسات شخصی خود در هنگام قرائت خبر چگونه برخورد می كنید؟

اتفاقا همین چند روز پیش دست چپم به شدت درد می كرد و طوری بود كه احساس می كردم حتما قلبم ناراحت است و باید بروم نوار قلب بگیرم. اتفاقا همان روز خبر هم داشتم؛ خبر ساعت 21. خلاصه من با درد خیلی شدید رفتم در استودیو تا خبر را بخوانم ولی به محض اینكه كار شروع شد، درد را فراموش كردم. وقتی از استودیو بیرون می آمدم به همكاران گفتم خیلی جالب است، من قبل از اینكه به استودیو بروم درد شدیدی داشتم، ولی الان كه خبر را خواندم دردی ندارم و هنوز این جمله ام به پایان نرسیده بود كه درد دستم شروع شد. بعضی چیزها رفلكس های عصبی است مثل خمیازه كشیدن، عطسه و سكسكه؛ اینها چیزهایی هستند كه در استودیو فراموش می شوند.چنان فراموش كه انگار هرگز چنین اتفاقی نیفتاده. آنجا تمركز لازم به صورت اتوماتیك برای آدم ایجاد می شود كه به هیچ عنوان یاد چیزی نمی افتد.

فشار روی گوینده ها بالاست؟

بله، خیلی زیاد. بعضی اوقات خبرها دیر به دستمان می رسد؛ مخصوصا خبرهای نیمروز، چون ساعت 2 بعدازظهر لحظه ای است كه تمام اتفاقات صبح با فاصله نه چندان زیاد به دست ما می رسد و تا بخواهند فیلم ها را با اخبار هماهنگ كنند، كمی اذیت می شویم و این فشار به حدی است كه گاهی اوقات وقتی از استودیو بیرون می زنم، احساس می كنم پاهایم قدرت حركت ندارند! یك روز در پایان بخش نیمروز من و آقای حیاتی خبری خواندیم. عینك آفتابی ام روی میز بود و وقتی خبر تمام شد آقای حیاتی به من گفتند چه عینك قشنگی! و من هم گفتم بله، بعد هم آن را به چشمم زدم. لحظه، لحظه ای بود كه خبر تمام شده و قرار نبود تصویر ما روی آنتن باشد، ولی تصویر ما روی آنتن بود؛ من با عینك آفتابی و آقای حیاتی. آقای حیاتی متوجه این قضیه شد و گفت: بابان تو روی آنتنی! من همان لحظه عینك را از روی چشمم برداشتم و اینقدر آن را در دستم فشار دادم كه تكه تكه شد.

سال ها پیش در استودیو گوینده رابط بودم. مراسم رژه ای بود كه در بیرون استودیو و در داخل شهر انجام می شد. در زمانی كه صدای آنها پخش می شد می خواستم برای خودم متن بنویسم و تمرین كنم و این كار را كردم، غافل از اینكه صدایم روی آنتن است. می گفتم: هم اكنون نیروهای رزمنده و مسلح،... بعد قطع می  كردم و می  گفتم نه، اینطوری نه و دوباره آن را با لحن دیگری می خواندم. بعد از یك دقیقه دیدم تمام عوامل مركز در اتاق فرمان جمع شده اند كه آقا چه كار داری می كنی؟ خلاصه جریمه سنگینی شدم.


قبل از خبر گریم هم می شوید؟

بله، سابق بر این نداشتیم. البته قبل از انقلاب بود، ولی بعد از انقلاب گفتند نیازی نیست، ولی الان مدتی است كه به این قضیه خیلی اهمیت داده شده و الان۱۲-10 گریمور در هیات تحریریه خبر مستقر هستند و به طور 24 ساعته دو اتاق یكی برای خانم ها و یكی برای آقایان اختصاص داده شده.

پدر من كارمند رادیو و مادرم هم خانه دار بودند. ما 8 تا فرزند هستیم از یك پدر و مادر. درمنزل ما به طور كلی جو فرهنگی عجیبی حاكم بود چون پدرمن نویسنده، شاعروسال های سال بیش از 40-30 سال گوینده رادیو بود.

همه مناطق كردنشین پدر من را می شناسند و در مرز تهران همه می گویند ایشان پدر بابان است ولی از مرز تهران كه بیرون می رویم، می گویند ایشان پسر آقای بابان است و در واقع از مرز تهران كه خارج و به مناطق غرب كشور می رویم، من را به خاطر پدرم می شناسند، ولی در تهران عكس این قضیه است. به طور كلی خانواده ما یك خانواده تقریبا فرهنگی است. پدرم اصرار داشت كه همه ما حتما زبان كردی را یاد بگیریم. موقع استراحت ما را وادار می كرد كه حتما كتاب بخوانیم. ما را وادار می كرد به اشعار سعدی و حافظ و شعرای كرد گوش كنیم و اینقدر روی این قضیه اصرار داشت كه هرگاه ما خسته از بازی بر می گشتیم تا اشعار را گوش نمی كردیم اجازه خوابیدن نداشتیم.

اولین افتضاح

در مركز كرمانشاه ساختمان رادیو و تلویزیون دو ساختمان مجزا از هم بودند با فاصله 50 متری از همدیگر و تحریریه خبر رادیو و تلویزیون در ساختمان تلویزیون بود. برای خواندن خبر رادیو باید تلكس را از هیات تحریریه در ساختمان تلویزیون می گرفتیم و به ساختمان رادیو می رفتیم و خبر را آنجا می خواندیم. یك بار كه خبرها دیر آماده شد كه آن موقع زیاد معمول نبود، برخلاف الان كه خبرها دیر آماده می شود خبرها دیر به دست من رسید. من مجبور شدم فاصله بین ساختمان ها را بدوم و غافل از اینكه گوینده به هیچ عنوان نباید بدود و باید با آرامش برود چون مدتی طول می كشد ضربان قلب به حالت معمول برگردد. من چون این تجربه را نداشتم با همان سرعتی كه دویدم به داخل استودیوی رادیو رفتم و صدابردار هم كیو داد و چراغ را روشن كرد و خواندن خبر را شروع كردم. یك جمله اول را كه خواندم نفسم دیگر در نمی آمد، یعنی نفس هایم به شماره افتاد كه سروصدای همه درآمد. مدیركل تنها كاری كه توانست بكند به نزدیك ترین كسی كه آنجا بود - خانمی كه منشی ایشان بود و اتفاقا ایشان هم گوینده بود - گفت: با سرعت برود، اخبار را از دست من بگیرد و خودش خبر ها را بخواند. ایشان هم ظاهرا همان ناپختگی و بی  تجربگی را كه من داشتم، داشتند چون به سرعت دویدند و دوان دوان آمدند خبرها را از من گرفتند. پشت میكروفون نشستند و اوضاع را بدتر كردند و طوری شد كه بیش از 4-3 دقیقه از یك خبر 15 دقیقه ای پخش نشد! و جریمه ای كه مدیر برای من در نظر گرفت یك جریمه 6 ماهه بود، كه 6 ماه جریمه شدم فقط گوینده اعلام برنامه باشم.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-169.aspx




نوع مطلب : قواعد گویندگی خبر، 
برچسب ها : خاطرات گویندگان، بابان گوینده خبر، تجربه گویندگان خبر، گوینده خبر قم، اخبار قم، قواعد گویندگی،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 20 فروردین 1396 01:58 ق.ظ
Greetings! Very helpful advice in this particular post!
It is the little changes that will make the biggest changes.
Thanks a lot for sharing!
پنجشنبه 27 فروردین 1394 09:55 ق.ظ
salam
site zibayi darid
be site manam sar bezanid
پنجشنبه 27 فروردین 1394 09:17 ق.ظ
سلام.خوبی؟
حیفه وب به این خوبی نیست که چنین آدرسی داره؟ میخوای وب تو هم مثل سایتای بزرگ یه آدرس اختصاصی داشته باشه؟ وب تو هم میتونه یه سایت باحال باشه. کافیه یه دامنه 3900 تومانی براش بخری تا بشه یه سایت اختصاصی. بیا خودت ببین.
http://s4you.ir/1/824Nn
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


این وبلاگ قصد دارد مطالبی آموزنده ، مختصر و مفید، در مورد نحوه اجرای برنامه، نحوه گویندگی خبر، نحوه سخنرانی در مراسم و سمینارها و یک سری مطالب آموزنده دیگر در اختیار شما قرار دهد.امیدواریم در این راستا، گامهای مؤثری برداریم.این وبلاگ کاملا غیر رسمی است.

مدیر وبلاگ : حسین سلیمانی
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار رایگان وبلاگ